روزهای زندگی

روز نوشت های یک عدد دختر زمستونیِ عاشق بهار...

روزهای زندگی

روز نوشت های یک عدد دختر زمستونیِ عاشق بهار...

روزهای زندگی

‏وَالْعَصْرِ
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ
إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَات وَتَواصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
.
.
یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا
.
.
✔ اگه دوست داشتید اینجارو بخونید :)
✔✔ اگه رمزو خواستید پیام بدید، در خدمتم :)

نویسندگان
پیوندهای روزانه

این شب ها

شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۴۴ ق.ظ

دیشب تو هیئت یه دختر بچه ی لپ دارِ با نمکِ گردالیِ مو فرفریِ خوشمزه ی حدودن یه ساله کنارم بود. اون آخراش که شور می گیرن این بچه رو پاهاش بند نمیشد. یا دستشو تکون میداد یا می پرید هوا یا گردنشو تکون می داد. اصن یه حرکات موزونی انجام می داد که من مرده بودم از خنده. :)))))

.

.

یکم اون طرف تر یه خانومه از حال رفت... معمولن آقایون اورژانس که میان بالا و به داد مصدومین می رسن، همونجا حالشون خوب میشه. ولی این خانوم دیشبی خوب نشد.😔 با برانکارد بردنش بیرون.

.

.

.

دو شب پیش وقتی که داشتن روضه ی امام حسین (ع) رو می خوندن یه خانومه انقد گریه کرد و جیغ کشید که از نفس افتاد. بعد گفت "این چرا امشب اینجوری می خونه. چرا به فکر دل مادرش نیست؟"

راست میگفت... منم اون شب اصن حس خوبی نداشتم.

.

.

.

.

فک کنم دو سال پیش بود. شب هفتم محرم. یه خانومه موقع روضه کلی گریه می کرد و خودشو می زد. یه دفعه داد کشید "چرا ما نمی میریم این چیزا رو می شنویم؟"

از اون به بعد زیاد این جمله تو سرم تکرار میشه.


  • ۹۵/۱۱/۲۳
  • خانوم فاف

نظرات  (۹)

دقیقا!بعضی جمله ها خیلی تو ذهن آدم تکرار میشن یا بعضی صحنه ها.چند سال پیش تو مراسم شب عاشورا بود فک کنم آقاهه یه صحنه ای رو تو حرفاش گفت که من بعد از اون تا مدت زیادی تو این مراسما اول یاد اون صحنه می افتادم.
پاسخ:
اوهوم... بعضی چیزا هی تکرار میشن برا آدم.
و جالب اینجاس که تو یه موقعیتی یه مطلبی رو شنیدی و همیشه تو ذهنت بوده. بعد دوباره تو یه شرایط شبیه اون موقعیت قبلی اونو برا خودت تکرار می کنی و منتظری همون حرفو از زبون یکی دیگه هم بشنوی.
البته که شاید تو اینجوری نباشی. ولی من زیاد اینجوری میشم .
حاج آقا ریاضت که دیشب،گریز زد به زندون عباسی و آقا موسی بن جعفر(ع) گفتم شر میشه که سریع رد شد.خودش فهمید جاش نیس.
روضه ی ابالفضلی حاج آقا محمودم تیز بود.ماها هم البته یه مرضی داریم که خود حاج آقا محمود بیاد حرف معمولیم بزنه اشکمون درمیاد.
در باب اون طفل و اینام بنظرم باید زد این قسم اطفالو! 
:) 

پاسخ:
در جریان سخنرانی نیستم... دیشب دیر اومدم.
ینی تو این چند شب همه ش یا آخرای سخنرانی رسیدم یا کلن تموم شده بود.
فقط روضه ها رو در جریانم. مراسم دیشبو دوست داشتم.
به نظرم روضه ی پریشب خیلی دوست داشتنی نبود. اون مدل روضه ها رو نمی تونم درک کنم. بعدش هم که ریتم لالایی علی زند وکیلی رو خوندن. آخه علی زند وکیلی؟! من که فقط در و دیوارو نگاه می کردم. :|
انقد ناز بود این بچه که خدا می دونه. ینی هی یادش میفتم هی دلم ضعف میره براش :))
می دونم که دختربچه هارو دوست داری و نمی زنیشون. :)
حاج آقا ریاضت دیشب انقلابی در بنیان های ادبیات عرب هم رقم زدن و برای اخلاص که مذکره از صغری، وسطی و کبری استفاده کردن که مونثن و تطابق ندارن.ایشون البته استاد مان ولی خب!
قبلا هم یه سری از ظهور صغری و ظهور کبری اسم بردن که علاوه بر اینکه کلا من درآوردیه،اونم این مشکلو داره. 
:/
پاسخ:
اوه اوه... بحث تخصصی شد. فقط حیف که شب آخر یه همچین انقلابی کردن دیگه نمیشه برگه داد بهشون :))
ظهور صغری و کبری یا غیبت صغری و کبری؟
ینی چی من در آوردیه؟
+پسرم از محرم تا حالا می خام یه سوال ازت بپرسم در مورد همین حرفای آقا ریاضت. هی یادم میره.لدفن یه روز که وخت داشتی یادم بنداز که سوالمو بپرسم. با تچکر 😎
من درآوردیه ینی اینا میگن ظهور هم مثل غیبت صغری و کبری داره و ما الان در ظهور صغری قرار گرفتیم!!!بدون دلیل و پشتوانه ی روایی هم میگن.خبر آحاد هم نداره حتی،مستفیض و متواتر که بماند!(خبر آحاد چون افاده به ظن معتبر بما وقع میکنه حجیتش توسط برخی اصولیین در دایره ی احکام پذیرفته شده(البته بودن کسایی که قایل به حجیتش نبودن.) ولی آحاد عقایدی حجت نیس.)حالا اون به کنار،ظهور هم مذکره و براش از صغری و کبری که مونثن استفاده میکنن!!!
+بپرسین اگه بلد بودم خودم اگه هم نه میپرسم خدمتتون عرض میکنم.
-آخه زند وکیلی هم شد خوننده؟!اسفند محمد معتمدی،کنسرت داره برین تا دیگه اینا (زند،پالت و...) رو گوش نکنین.البته که همه ش حرومه!

پاسخ:
عججججب. 
یه وختایی این جماعت آخوندا یه حرفایی می زنن که آدم شاخ در میاره. 
مکچرم بابت توضیحاتت :)
ببین پسرم تو که انقد عربیت خوبه بیا به من عربی یاد بده. 😁😁
+ فک کنم شب پنجم بود. بحث آقا ریاضت رسید به حضرت قاسم و خاستگاری از حضرت سکینه. گفتن امام حسین(ع) در جواب خاستگاری حضرت قاسم گفتن که دختر من واسه ی زندگی این دنیایی نیست و تمام وجودش فقط خداس.
مگه تو دین ما رهبانیت منع نشده؟ مگه ما از حضرت فاطمه بالاتر داریم؟ ایشون هم ازدواج کردن و همه بچه داشتن و هم به عباداتشون می رسیدن.
پس چجوری میشه که در مورد حضرت سکینه اینجوری میشه؟
البته الان که فکر می کنم شاید اینم قضیه ی ظهور صغری و کبری باشه. ولی به چه حقی انقد راحت میان یه همچین حرفایی رو می زنن؟ 😡😡
+ منم همینو میگم... آخه زند وکیلی شد خواننده؟ خدا منو ببخشه.. ولی اصن ازش خوشم نمیاد😆😆
بعد من کی کنسرت رفتم که این دفعه هم برم؟ 😎
من یادم رفت اضافه وزنتونو به روتون بیارم!برای جبران:
آقا این اضافه وزنتونو کم کنین! 
:))))))))))))))))))
کافه هم ببرین ما رو!
پاسخ:
باشه. می برمت.
کی بریم؟ 😊😊😊😊
أختار لک فاطمة ؛ فهی أکثر شبهاً بأُمّی فاطمة بنت رسول الله (صلّى الله علیه وآله) ؛ أمّا فی الدین : فتقوم اللیل کلّه ، وتصوم النهار ، وفی الجمال : تشبه الحور العین ، وأمّا سکینة فغالب علیها الاستغراق مع الله تعالى فلا تصلح لرجل.
ببینین یه مطلبی هس که حضرت حسن مثنی بن معزالمومنین(ع) میان برای خواستگاری و حضرت سید الشهدا(ع) دخترشون حضرت فاطمه(س)رو توصیه میکنن و حضرت سکینه(س) رو اینطوری تعریف میکنن.منتهی این کتابی که ازش نقل شده اسعاف الراغبین از ابن صبان مصری شافعیه که معاصره و صوفی مسلک هم هس و بهش ابوالعرفان میگن و خب...
حالا اینکه حضرت قاسم بن معزالمومنین(ع)کلا گرفتار تحریف اومده و اینا،به کنار!و اینکه اساسا دو تا دختر حضرت سیدالشهدا(ع)  که حاضر در کربلا بودن با چه کسی و کی و کجا ازدواج کردن هم،به کنار!من به شما توصیه میکنم اصل کتاب و مقاتلو بخونین و البته اگه بخواین بهتون معرفی هم  میکنم.
در مورد حاج آقا ریاضت هم بگم که ایشون هم برای خودشون مقاصد ونگاهی دارن و نباید سلب اعتماد شن.از منبری نباید انتظار علامه ی مرحوم عسکری(ره)بودن داشت.ببینین علامه(ره) مثلا هیچوقت بعنوان سرسلسله ی موج نوی رجال حدیث شناس و مورخین،نمیومدن بخاطر طرح بحث ظهور صغری و کبری توسط برخی متاخرین بهش وجهی بدن ولی خب برخی اهل منبر میان بین مذهبی ها در موردش بحث ایجابی میکنن.مثلا در مورد همین مراتب ظهور بحث مورد دفاع آقای حسن زاده ی آملی قرار داره و خب ایشون مورد اعتنای حاج آقا ریاضت و اینان.حالا شما اگه جرات کنین به آقای حسن زاده ی آملی حرفی بزنین همزمان ضد انقلاب و ضداسلام و اخباری و...اینا محسوب میشین در بین همون رایت العباسیا حتی،چون ایشون مورد تایید آقا(زیده العزه) هستن و مدایحی از صاحب المیزان هم دارن پس ایراد به ایشون ایراد به امر مقدس و اعتقاد دوستای ماس و ما رو میبره میشونه روی صندلی اونایی که کوزه ی حاج آقا مصطفی(ره)رو میشستن و یه عمامه با پرچم انگلیس میذارن روی سر ما که...حاج آقا ریاضت هم احتیاط در رد اخبار وارده از معصوم(ع)دارن که خودش چیز خوبیه و نباید بخاطر فروع و عوارض و لوازم این سلک بهشون بدبین شد چه اونکه ایشون اصلا توصیه شده هم هستن.
القصه اینکه مدیوم منبر هیاتو با مدیوم منبر مسجد اعظم قم اشتباه نگیرین و اینکه احسان ارجمند خیلی خوبه و مصداق تدقیق و تبیینه بحثاش و ایشونو باید جدی تر گرفت.

پاسخ:
 مرسی از توضیحاتت. می دونستم مفصل جواب میدی ولی بازم جا خوردم وقتی حجم کامنتو دیدم. :))
 من هر کاری می کنم نمی تونم با این آقای ریاضت کنار بیام. یکی دیگه از مشکلاتی که باهاشون داشتم و دارم اینه که همه ش تو محرم می گفتن ائمه رو خرج نخود لوبیا نکنید. اولن این چه وضع حرف زدنه. یکم مودب تر هم می تونن حرف بزنن. خرج کردن چیه؟. در ثانی من دلم می خوام نخود و لوبیای غذامو هم از امام حسین بگیرم. اصن مگه خودشون نگفتن نمک غذاتونو هم از ما بخواید؟! بعدش هم آدما اندازه شون یکی نیس... قطعن خود ائمه هم انتظار ندارن که همه فکرشون اون بالاها باشه و از همه به یه اندازه انتظار ندارن.
اون قضیه ی خروجی هم که بماند. این داستان ظهور صغری و کبری رو هم قبول ندارم.
با این اوضاع الان منو می برن میشونن رو صندلی اونایی که .....؟؟!؟!😎
منم با آقای ارجمند خیلی موافقم. البته یادمه یه بار سر یه بحثی با ایشون هم دچار اختلاف نظر شده بودم که یادم نیس چی بود.😆 حالا خیلی مهم نیس. مهم اینه که ایشون خیلی خوبن. 😊
پسرم بازم تچکر :)
من نمیدونم.صب وازه ببرین منو؟مثلا بعد از نماز صب؟!(کاملا مشخصه که من اهل کله پزیم!)
پاسخ:
😒😒😒😒
مشخصه من اصلللللن اهل کله پزی نیستم؟ 😎
آره،به ایده ی حاج خانوم عرض لحیه های مطول منو باید با دمپایی کوتاه کرد وگرنه درازی روده ی من گرندن زرافه س! 
نمک غذا و بند کفشو هم ازخدا و اهل بیت(ع) بخواین.راستش ولی من هم فکر میکنم نباید در همین اندازه ها موند.
اون صندلیه جای مصادیق "شیعه ی انگلیسی/لندنی" مورد نظر رهبر انقلاب(زیده العزه)از نظر دوستانه!حالا میخواین عامی باشین یا مرجع تقلید چندان فرقی برای این عزیزای ما نمیکنه! 
کافه ببرینمون!لطفا!
پاسخ:
با دمپایی؟!!!!😄😄😄
آقا در مورد سوال من خیلی توضیحاتت خوب بود...دم شما گرم. :)
منم نمیگم در همین اندازه ها موند... ولی میگم از بند کفش و نمک غذا تااااا اون بالا بالاها... همه چی رو باید ازشون خواست. نباید کسی رو که نخود لوبیاشو هم می خواد از ائمه بگیره سرزنش کرد.
دوستانو ولشون کن... مهم اینه که من نظر خودمو دارم :)))
خب من که گفتم بریم... خودت گفتی کله پزی... الانم که افتادم تو تصمیمات جدی و جدیدم :))))))
 می خوای آدرس بدم خودت بری یه سر؟😎😎

آره،از اضافه وزنتون کاملا مشخصه که اهل کله پزی نیستین!!!   D:
پاسخ:
من اهل پاستا و پیتزا و همبرگرد با سس و پنیر اضافه و همچنین کیک و شیرینی با خامه و شکلات اضافه ام 😝😝😝

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">