روزهای زندگی

روز نوشت های یک عدد دختر زمستونیِ عاشق بهار...

روزهای زندگی

روز نوشت های یک عدد دختر زمستونیِ عاشق بهار...

روزهای زندگی

‏وَالْعَصْرِ
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ
إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَات وَتَواصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
.
.
یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَا
.
.
✔ اگه دوست داشتید اینجارو بخونید :)
✔✔ اگه رمزو خواستید پیام بدید، در خدمتم :)

نویسندگان
پیوندهای روزانه

اربعین نامه 2

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۳:۰۷ ب.ظ

از گیت گذرنامه ی ایران که رد شدیم یه منطقه ای بود که نه ایران بود نه عراق. ولی فقط سربازای ایرانی بودن. فک کنم همون ایران محسوب میشد (قشنگ معلومه مرز ندیده ام ((((: )
بعد از اون منطقه ی نا کجا آباد هم رسیدیم به گیت گذرنامه ی عراق و رسمن وارد خاک کشور عراق شدیم. از اینجا به بعد دیگه سربازی ایرانی نبودن. برخلاف ایران در چک کردن ویزا عراقی ها بعد گیت فقط یه بار ویزاها رو چک می کردن و خلاص. وارد پایانه ی مرزی عراق که شدیم دیدیم چند موکب توسط برادران ایرانی در اون منطقه راه اندازی شده. ینی اوضاع یه جوری بود که اصن احساس غربت نمی کردیم.
قرار ما ینی من و آقای پدر این بود که مقصد اولمون شهر کربلا باشه تا شب جمعه رو اونجا باشیم. دنبال ماشین های کربلا گشتیم. به قدری این ماشینا نا منظم بودن که خدا می دونه. اصن صف براشون تعریف نشده بود. ماشینا هم که همه ون بودن و باید 15 نفری رو سوار می کردن. تو هر ماشینی هم که نگاه می کردیم یا کسی نبود. یا یکی دو نفر نشسته بودن. خلاصه که داشتیم اون وسط مسطا می چرخیدیم تا یه ماشین در آستانه ی پر شدن پیدا کنیم و سوارش بشیم. مشغول چرخش بودیم که صدای چند تا از جوانان برومند سرزمینمان را شنیدیم که فریاد می زندند کربلا 2 نفر. رفتیم سمت ماشین و متوجه شدیم به جز ما دو نفر سه نفر دیگه هم باید بیان. سوار همین ماشین شدیم و منتظر موندیم تا سه نفر دیگه هم پیداشون بشه و بالاخره پیداشون شد و راه افتادیم....

  • ۹۶/۰۸/۲۶
  • خانوم فاف

نظرات  (۱)

این اپیزود از سفرنومه خیلی مختصر بود.تازه عکس هم نداش!تند تند و بیش بیش بنویسین.
مگه اول نمیرن نجف بعد به سمت کربلا راه میفتن؟!شما اول کربلا رفتین؟شاید رفتین بعد اومدین باز رفتین!

پاسخ:
چشم. تند و بیش می نویسم :)
عجله نکن بالام جان. با اربعین نامه ما همراه باشید. ☺

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">